خرید بک لینک
فروغ فرخزاد-شعر "گناه" را سرود و در مجله ای منتشر کرد که همان فرد سردبیرش بود. پرویز شاپور دست فرزندشان -کامیار- را گرفته و او را ترک می کند و این ازدواج پس از پنج سال و دو ماه به طلاق می انجامد. کامیار بعدها گفت، در آن زمان «وقتی شعر "گناه" چاپ شد، پدرم جرئت نمی کرد سرش را بالا بگیرد، چون مردم نگاه های عجیبی به او می کردند.» ابتدا فروغ داستان "اعتراف" را نوشت و گناه را به گردن خدایار انداخت. سپس خدایار در پاورقی "شکوفه کبود" در ۱۰ شماره فروغ را زنی فتان و وسوسه گر معرفی کرد که با هر دوز و کلکی قصد دارد هنرمند شود. این داستان برای فروغ پیامدهای وحشتناکی داشت و او را به تیمارستان کشاند.این مطلب از اینجا کاملش را بخوانید:http://bonyadhomayoun.com/?p=16631

برچسب: نویسنده: کوروش اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 19:13

مطلب  تکان دهنده زیر از اینجا برداشته شده:http://bonyadhomayoun.com/?p=16631فروغ فرخزاد، به روایت خانم فرزانه میلانی / احمد افرادی / (بخش دوم) » ۱۳۹۶/۰۱/۲۳ فروغ «… اندک اندک در سرزمین بیگمطلبانه سلامت خود را باز مییابد و، همان طور که در نامهای به پدرش مینویسد، در آزادی، به آرامشی میرسد که در خانهی خود نداشت: ”حالا آمدهام اینجا، آزاد هستم. همان آزادی که شما ترس داشتید به من بدهید و من پنهان از شما تلاش میکردم به دست بیاورم و به همین دلیل دچار اشتباه میشدم. در حالی که حق این بود که در به دست آوردن این آزادی از راه صحیح به من کمک میکردید. بر عکسِ تصورِ شما، من زن خیابانگردی نیستم. بلکه خودم هستم. زنی که دوست دارد که در کنار میز بنشیند و کتاب بخواند و شعر بنویسد و فکر کند.   فروغ فرخزاد، به روایت خانم فرزانه میلانی (بخش دوم) احمد افرادی به روایت خانم میلانی، «رابطهی فرخزاد و خدایار دیری نپایید، ولی جزئیات آن، نقل مجالس شد. در ششم مهر ماه ۱۳۳۴ اولین بخش از پاورقی “شکوفهی کبود”، نوشتهی ناصر خدایار، در مجلهی «روشنفکر» به چاپ رسید. متن داستان به طرح چهرهی زنی مزین بود که شباهت نزدیکی به شاعر [شعر] “گناه”، [یعنی، فروغ] داشت…فرخزاد دوستش پروین معاضد و برادرش فریدون فرخزاد را نزد ناصر خدایار فرستاد و از او خواست به انتشار این داستان دنبالهدار و جنجالی پایان دهد. خواهشهای او بینتیجه ماند و انتشار ” شکوفهی کبود” ده شماره، تا ۹ آذر ۱۳۳۴، ادامه یافت و خوانندگان زیادی را جلب کرد…» در داستان “شکوفهی کبود”، «شکوفه “اسم مستعار” زنی فتان و وسوسهگر است که میخواهد به هر دوز و کلکی شده هنرمند شود. یک روز به دفتر کار نادر، که نویسنده و روزنامهنگار است، ت

برچسب: نویسنده: کوروش اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 19:13

صفحه بندی